۱۳۸۸ مهر ۲۶, یکشنبه

كارما

عيسى به رهى ديد يكى كشته فتاده
حيران شد و بگرفت به دندان سر انگشت
گفتا كه كه را كشتى تا كشته شدى زار
... باز كه او را بكشد آنكه تورا كشت

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر